سيد علي اكبر قرشي

259

قاموس قرآن ( فارسي )

از اين كريمه مىشود استفاده كرد كه مطلق آنچه دلچسب است و ديگران را در آن حقى نيست ، خوردن آن جايز است . * ( « يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ » ) * مائده : 4 . * ( « الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي ) * . . . * ( وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ » ) * اعراف : 157 . از اين دو آيه اين قاعدهء كلى مستفاد است طيّبات عموما حلال و خبائث عموما حراماند . بايد در نظر داشت طيّبات و خبائث از نظر اقوام بشرى متفاوتاند مثلا در نظر اكثريت مردم آسيا خوردن حشرات و جاندارانى امثال قورباغه و خرچنگ و غيره از خبائث است و طبع از آنها نفرت دارد ولى پيش مردم اروپا از طيّباتاند و آنها را با كمال ولع ميخورند . همچنين طيّبات در نظر قومى از خبائث است مثل گوشت حيوانات در نظر بعضى از هندوها . و گوشت حيوانى كه در وقت ذبح نام خدا بر آن برده نشده يا آنچه در اثر عدم شرايط ميته شده ، از نظر اسلام . به نظر نگارنده : مراد از طيّبات و خبائث در آيه طيّبات و خبائث واقعى است نه آنچه ميان مردم معمول است و آنچه در شرع حرام شده به علت خبث واقعى است گرچه در عرف از خبائث نيست مثلا زنا از نظر ظاهرى نبايد از خبائث باشد همچنين ذبيحه ايكه شرائط اسلامى در آن مراعات نشده ايضا گوشت حشرات به نظر بسيارى از مردم و نيز گوشت درندگان و گوشت خوك و . . . ولى چون همهء اينها از لحاظ واقع از خبائثاند لذا حراماند و محرّماتيكه در شرع بيان شده در واقع مصاديق خبائث واقعىاند كه بشر بخبث عده‌اى از آنها راه ندارد مثلا چهارده يا پانزده چيز از محرّمات ذبيحه در واقع از خبائثاند كه بشر خبث بعضى از آنها را از قبيل سپرز . و بيضه و غيره نميدانسته است . على هذا مراد از خبائث و طيّبات